احمد بن محمد ميبدى
365
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
195 - أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها قُلِ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ . آيا ايشان را ( خدايان شريك ) پاها است كه با آن راه روند ؟ يا دستها است كه با آنها دست اندازند ؟ آيا آنها چشمها دارند كه با آن ببينند ؟ يا گوشها دارند كه با آنها بشنوند ، بگو ( اى محمّد ) آن شريكان را بخوانيد آنگاه با من كوشيد و مرا درنگ ندهيد . 196 - إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ . ( بگو اى محمّد ) همانا ولىّ و صاحب اختيار من خداى يگانه است كه كتاب ( قرآن ) فروفرستاد و اوست كارپذير و كارساز نيكوكاران . 197 - وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ . و كسانى را كه شما جز خدا مىخوانيد نمىتوانند شما را يارى دهند و نه خودشان را يارى كنند . 198 - وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَسْمَعُوا وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ . و اگر آنان را به راه راست بخوانيد نمىشنوند و شما آنان مىبينيد كه در شما مىنگرند بىآنكه ببينند . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 189 - هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ . آيه . خداوند بزرگ و بزرگوار ، آفرينندهء جهانيان ، دارندهء همگان ، پاك و بىعيب در نام و نشان ، پاك از زاده و خود نزائيده ، پاك از انباز ، پاك از جفت خلق كه آفريده قرين يكدگر ساخته ، نرينه و مادينه هر دو درهم آميخته ، و شكل در شكل بسته ، و جنس با جنس آرميده ، او خدا است كه يكتا است ، در صفات بىهمتا است ، از عيبها جدا است ، آفريننده ، و پروراننده . چون خواهد كه در آفرينش قدرت نمايد ، از يك قطره آب مهين صدها هزار لطائف و عجايب بيرون آرد : اول خاكى ، دوم آبى ، آنگاه علقه ( خون بسته ) سپس از آن مضغه ( گوشت لهشده ) سپس استخوانى و پوستى ، چون چهارماهه شد در قرارگاه كمين ( رحم مادر ) زنده شود ( صاحب روح ) و در آن تاريكيهاى سهگانه سه حوض آفريده يكى دماغ يكى جگر و يكى دل ! از دماغ ( مغز ) جوىهاى اعصاب بر همهء تن گشاده تا قدرت حسّ و حركت داشته باشد ! از جگر رگهاى آرميده بر همهء تن گشاده تا غذا به تن برسد ، از دل رگهاى جهنده بر همهء تن گشاده تا روح حيات در تن باشد ! دماغ را بر سه طبقه آفريده : در اول فهم نهاده ، در دوم عقل نهاده ، در سوم حفظ . چشم را بر هفت طبقه آفريده و روشنائى و بينائى در آن نهاده ، و شگفتآورتر از همه حدقه است به اندازهء دانهء عدس كه صورت آسمان و زمين بدين فراخى در او پيدا گشته ! طرفهتر ، پيشانى است به آن سختى و صلابت ! تا موى نروياند و جمال را نبرد ! ابرو ميانه آفريد تا اندكى موى برآيد و بر جمال بيفزايد ! گوش بيافريد و در وى پيچ و تحريف بسيار آفريده تا از آسيب حشرات و خرابى و فساد ايمن باشد ، زبان را در محل لعاب نهاد تا روان باشد و از سخن گفتن بازنماند ! ! چشمهء آب از زير زبان روان كرد تا غذا بدان تر شود و گرنه به حلق فرونرود ! بر سر حلقوم حجابى قرار داد تا چون غذا فرورود سر حلقوم بسته شود و غذا به مجراى تنفّس نرود ! جگر را ساخت تا غذاهاى رنگارنگ را همه يك صفت به رنگ خون گرداند تا غذاى هفت اندام شود ! پاك و بىعيب است خداوندى كه از يك قطره آب اين همه صنع پديد آورده و چندين عجيب و بديع قدرت نمودار ساخته . نيكوكار و زيبانگار چون تن نگاشت خود را به ( تَبارَكَ اللَّهُ ) * ستود و چون دل نگاشت بنده را ستود كه ( هُمُ الرَّاشِدُونَ ) .